وارش بارانی

اینجا برای از تو نوشتن فضا کم است

وارش بارانی

اینجا برای از تو نوشتن فضا کم است

آخرین مطالب

من نمیتونم بی تفاوت باشم

سه شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۰۶ ب.ظ

باید بگم هر چقدر سال گذشته از محیط کارم راضی بودم امسال ناراضی ام، اونقدر ناراضی که اگه کسی ازم بپرسه چه خبر ممکنه در کسری از ثانیه وقایع روز اسف بار کاری رو براش تعریف کنم..نارضایتی من خیلی عمیقه و به دسته های مختلفی تقسیم میشه، اولین نارضایتی پایدار من که از سال گذشته هم وجود داشت اما سایر محاسن ( حسن ها ، نه ریش ها) اون رو پوشش میداد اینکه بنده هنوز نتونستم از رشته تحصیلی خودم استفاده کنم بدون هیچ تخصصی باید در پست غیر تخصصی خودم باشم، خب درداوره..چون من برای خوندن بیولوژی بود که چهارسال آوره دیار غربت شدم و مکافات خوابگاه به دوش کشیدم در صورتی که میتونستم همین بیخ گوش خودم هر رشته دیگه ای بخونم..حالا بماند که برای بیولوژی خوندن باید رتبه بهتری میداشتم و این اصلا عادلانه نیست که الان با کسی که یک هزارم من هم سختی نکشیده یکسان قرار بگیرم..

اما بگذریم..این ها موضوعاتی نیست که تازه باشه و اذیتم که..از وقتی وارد آموزش و پرورش شدم نا حقی و بی عدالتی دیدم و دیگه به اندازه اولش برام درد ناک نیست..

اما موضوعات جدید

بی کفایتی مدیر و همکاران! ای کسانی که بیرون آموزش و پرورش هستید..اوضاع خیلی افتضاحه..به علت آشنا نبودن مدیر با کارهای کامپیوتری بنده این وظیفه خطیر را در مدرسهبه عهده دارم و هر روز این منم که برنامه سالانه و روزانه  از اینترنت دانلود میکنم و اسم مدرسه و سال تحصیلی رو عوض میکنم و به اسم برنامه مدرسه خودمون میفرستم اداره، و متاسفانه باید بگم همه مدرسه ها همین کارو میکنن و هیچ کسی نیست که حتی یک بار این برنامه ها  رو بخونه و از پوچ بودن شون سر دربیاره..برنامه ای که شعارش حضور فعال دانش اموزان در پروژه درس پژوهی هست اما حتی هیچ کدوم از عوامل مدرسه نمیدونن درس پژوهی یعنی چی..خلاصه بگم کپی پیست از گوگل هم بلد نیستن چه برسه به پژوهش! فرم شورای معلمان دانلود میشه و یه سری مصوبات توش نوشته در صورتی که نه جلسه ای تشکیل شده نه مصوبه ای تصویب شده فرم امضا میشه و میره اداره، و اونجا هم کسی نیست که بگه آقای محترم تو که تو جلسه شورات تصویب کردی خرید  وسایل ورزشی..با کدوم بودجه میخوای بخری..کجا هست اصلا این وسیله ها... و خلاصه بگم بوروکراسی اداری در آموزش و پرورش از همه ی ارگان ها بهرنج تره!

و امان از کم فروشی..

کم فروشی تو شغل ما شاید از همه گناه های دنیا بزرگتر باشه..متاسفانه هر روز شاهدش هستم..معلم هایی که از سر و ته کلاس میزنن..اصلا براشون مهم نیست دانش اموز یاد گرفته یا نه..نمره های الکی که به بچه ها داده میشه تا مردودی نداشته باشن تا خود معلم شهریور تو زحمت نیفته..شرم آوره..

تو این اوضاع و احوال گاهی که به خاطر غیبت های موجه یا غیر موجه همکاران کلاس داری به بنده میفته بیشتر از هر روز دیگه ای فرسوده میشم..فرسوده میشم وقتی میبینم دانش آموز پنجم ابتدایی هنوز خوندن و نوشتن بلد نیست..فرسوده میشم وقتی میبینم نود درصد کلاس کلا از ریاضی چیزی نمیدونن چون معلم پارسال شون وسط سال رفته و دیگه نیومده..فرسوده میشم وقتی میبینم اینا اصلا بلد نیستن تو کلاس بشینن..و ناراحت میشم وقتی میبینم من فقط یک زنگ به وظیفه ام عمل میکنم و تمرین ریاضی دانش اموز رو چک میکنم فردا اولیاش میان مدرسه برای تشکر از من چون فکر میکنن خیلی کار خارق الاده ای کردم..

هنوز یک ماه از سال تحصیلی نگذشته امروز سر درد مرگ باری در کلاس گرفتم و ناچار شدم مدرسه رو ترک کنم و با نصایح همکاران مواجه شدم که اینقد بخوای حرص بخوری نمیتونی سی سال تو آ پ بمونی..ولشون کن بابا اونی که خودش بخواد بخونه میخونه اونی هم که نخواد نمیخونه..

استدلال خانواده هم اینه که اگه خوب کار کنی همینجا نگه ات میدارن! بد باش تا مجبور شن جا به جات کنن

چند روز پیش با کور سوی امید نسبت به معاون آموزشی اداره که شنیده بودم تحصیل کرده علوم پایه هست رفتم اتاقش..باهاش درد دل کردم و گفتم اینارو میگم که فقط در جریان باشین در منطقه شما چی میگذره..حرف های امیدوار کننده ای زد..البته برای شخص من نه برای این سیستم..گفت اگر تونست من رو از اونجا برمیداره و میبره پژوهش سرا تا فارغ از دغدغه مدرسه کار تحقیقاتی بکنم و با بچه های درسخون مدارس خاص سرگرم باشم..امیدوارم به وعده اش عمل کنه تا به امراض دیگه ای گرفتار نشدم..

اوضاع آموزش و پرورش از داخل خیلی وحشت ناک تر از بیرونه..

  • وارش بارانی

نظرات  (۲)

سلام
کاملا حق باشماست
البته از تعهد شما بوده که کارهای اضافه بر وظایفتون رو قبول کردید
ولی این باعث میشه که دیگران از تون بیگاری بکشید
بنظرم بهترین کار همون کاری بود که انجام دادید و رفتید با مسئولین اداره صحبت کردید
انشالله روزهای سبز در پیش است
پاسخ:
ما به امید زنده ایم
  • مهدی صالح پور
  • و خروجیش میشه این نسل ترسناکی که کسی جرئت نمیکنه حتی درباره شون حرف بزنه.

    + خارق الاده به اشتباه خارق العاده نوشته شده توی متن.
    پاسخ:
    مرسی تصحیح خواهد شد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی