وارش بارانی

اینجا برای از تو نوشتن فضا کم است

وارش بارانی

اینجا برای از تو نوشتن فضا کم است

آخرین مطالب

۳ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

خونه ما متاسفانه یا خوشبختانه در خیابونی واقع شده که نزدیک بیمارستان و انوع  و اقسام ساختمون های پزشکان،آزمایشگاه، ام آر آی و ... هست..این موضوع علاوه بر تحمل همیشگی صدای آمبولانس و چهره های غمگین و بیمار رهگذر ها یک معضل بزرگی داره به نام ترافیک! شهرداری عزیزم لطف کرده و با حساب کتاب خاص خودش کل خیابونو بسته و شما برای اینکه دور بزنی و وارد خونه خودت بشی باید یک مسیر طولانی رو با ترافیک کامل! طی کنی و دور بزنی و مجددا این مسیرو برگردی باز هم در ترافیک کامل! حالا بماند که اگه خدای نکرده تو این خونه های این سمت خیابون اتفاقی بیفته و نیاز باشه آمبولانس مصدومو حمل کنه با این مسیر دشوار نهایتا اگه مریضو دست به دست ببرن احتمال سالم موندنش بیشتره..
مثلا مهمون زنگ میزنه که ما سر خیابونتونیم..یهو میبنی یه ساعت بعد میرسه!
یک چهار راه مبارکی هم هست وسط این بل بشو که به چهار راه مرگ معروفه! نه چراغ راهنمایی داره نه محض رضای خدا یه جوجه سرباز وظیفه که بیاد ماشینا رو سر و سامون بده..و این چهار راه با قانون جنگل اداره میشه یعنی هرکی زورش بیشتره اول میره!!
بنابراین در خانواده ما هر کسی رانندگی یاد گرفت اوج راننده بودن و شوماخر بودنش وقتی معلوم میشه که بتونه ماشینو بیاره خونه!
در یکی از همین روزها که ماشین پدر دست من بود و ایشونم خیلی حساسن به اینکه ماشین حتما داخل پارکینگ پارک بشه نه تو خیابون، من قضد کردم که وسط این ترافیک راهنما بزنم و بیام سمت چپ تا ماشینو ببرم داخل.
به محض اینکه سر ماشینو کج کردم هم زمان هفت هشت تا ماشین دستشون رفت رو بوق! اصلا نفهمیدم چی شده! شک شده بودم! همین یه ذره رانندگی هم که بلد بودم داشت یادم میرفت..دستمو از فرمون برداشتم و فقط داشتم نگاه میکردم اینا واسه چی بوق میزنن! شرط میبندم اوج مظلومیت اون لحظه تو چشام نمایان بود.
مرد قد بلندی از ماشین پشتی پیاده شد و داد زد آقا چه خبرتونه؟؟ آبجی میخواد بره تو پارکینگ...اجازه بدین شما..
بعد رفت دونه دونه با راننده ها مذاکره کرد تا رضایت دادن فضا رو آزاد کنن و  یک دقیقه زمان ارزشمندشونو به خاطر من تلف کنن تا بتونم ماشینو ببرم تو خونه!
واقعا اگه اون لحظه اون آقای محترم نمی اومد تا چند ثانیه دیگه میزدم زیر گریه!
یعینی این آدما کجا میخوان برن که اینقد مهمه که سر چند ثانیه توقف اینجور ممتد بوق میزنن؟!
  • وارش بارانی

چند وقت پیش به یکی از دوستای قدیمی پیام دادم، بعد از سلام و احوال پرسی و انداختن توپ در زمین هم دیگه که تو چقد بی معرفتی..نه تو بیشتر! در جواب این سوال که چه خبر چیکار میکنی، گفت میرم از بانه جنس میارم بیا یه روز خونمون ببین..گفتم باشه حالا یه روز میام ( الکی!) بعد باهم قرار گذاشتیم که بریم بیرون بستنی بخوریم.

بعد اینکه بستنی خوردنمون تموم شد به بهانه اینکه اونجا نزدیک خونشونه منو برد خونه تا مثلا بستنی که مهمونش کرده بودمو جبران کنه

کلی لباس و بدلیجات و لوازم آرایش ریخت جلوم و شروع کرد به توضیح دادن و قیمت دادن..که از این خودمم برداشتم..نمونه اینو واسه مامانم گرفتم و خلاصه از این حرفا..

روم نشد چیزی بر ندارم، خیلی زحمت کشیده بود واسه توضیحات، خیلی هم امید داشت..به قول فروغ جان < من چه گویم قلب پر امید را؟؟> یه کرم ضد آفتاب برداشتم..

حالا بماند که پولم همراهم نبود و خجالت کشیدم و شماره کارت گرفتم تا براش واریز کنم.

مدت ها از اون روز گذشت، تا همین دیشب که دوباره بهش پیام دادم و این بار در جواب سوال چیکار میکنی چه خبر گفت تو بورس کار میکنم..با فلان مدارک بیا پیشم تا ثبت نامت کنم..لبخند زدم و بحثو عوض کردم..آخرش هم به این نتیجه رسیدیم ک یه قرار بزاریم ببینیم همو، گفت من صبحا تو فلان دفتر هستم مدارک یادت نره بیاریا..

همچین رفقای با معرفتی داریم ما..

  • وارش بارانی

خانم طباطبایی در مورد شایعه طلاقش گفته نه تایید میکنم نه تکذیب یاد بگیرید تو زندگی خصوصی افراد سرک نکشین..

کاری به درست و غلط بودن شایعه ندارم اما چرا ما هرجا که به نفع ماست مدافع حریم شخصی میشیم؟ چطور وقتی ازدواج کردن و عکس های دو نفره و متن های عاشقانه برای همدیگه رو share کردن به فضای خصوصی اعتقادی نداشتن. به نظرم واقعا توقع بی جاییه که وقتی تا دیروز مخاطبین رو در جریان اوج عشق و خوشبختی خودمون میزاشتیم امروز توقع داشته باشیم که پیگیر نباشن که چی شد! و تو زندگی خصوصی ما سرک نکشن!

وقتی فردی به شهرت میرسه خواه نا خواه دایره حریم خصوصیش تنگ تر میشه و باید اینو بپذیره..

سلبریتی ها الگوی جامعه نیستن، یعنی بدا به حال جامعه اگر این چنین باشه..و اکثرا زندگی سالمی ندارن و ظاهر و باطن شون یکی نیست باید یاد بگیریم افرد رو بت نکنیم و هر فرد نهایتا میتونه در همون حوزه ای که موفقه الگو باشه نه کل زندگی..

در بین افراد مشهور، آقای شاهرخ استخری تنها فردی که تا امروز هیچ عکسی از همسرش منتشر نکرده، و خیلیا شایعه کردن که جدا شده اما هیچ وقت حتی پاسخم نداده..خب این یه تصمیم شخصیه و دلایلش به خودش مربوطه، اما میخوام بگم این آقا اگه روزی جدا شه واقعا به کسی ربطی نداره..چون مرز حریم خصوصی خودشو مشخص کرده

واکنش ها به این طلاق اکثرا این بوده که چه حیف! اینا که خیلی خوب بودن..

از ظاهر نباید قضاوت کرد، از عکس های زیبا و جمله های عاشقانه، از کتاب خوان بودن و هنرمند بودن، از هیچ چیز عیان و ظاهری..

اصلا نباید،< قضاوت > کرد...


  • وارش بارانی